اعترافات غزالی
نویسنده:
امام محمد غزالی
مترجم:
زین الدین کیائی نژاد
امتیاز دهید
ترجمه کتاب: المنقذ من الضلال
مقدمه: صادق رضازاده شفق
کتابی در مورد زندگانی امام محمد غزالی و تفکر و فلسفه و اشعار او
فهرست:
توضیحی از مترجم
مقدمه بقلم آقای دکتر رضازاده شفق
مقدمه بقلم مترجم
مقدمه مولف
گفتار اول در سفسطه و انکار علوم
گفتار در اقسام جویندگان حقیقت
گفتار در بیان مقصود علم کلام و آن
گفتار در محصول فلسفه
فصل در اصناف فلاسفه
صنف اول دهریان
صنف دوم طبیعیان
صنف سوم الهیان
فصل در اقسام فلسفه
ریاضات
منطقیات
طبیعیات
الهیات
سیاسیات
اخلاقیات
گفتار در مذهب تعلیمیه و غوغای آن
گفتار در طریقه صوفیه
گفتار ، در حقیقت نبوت و نیاز همه مردم بآن
گفتار ، در سبب تجدید نشر علم ، پس از کناره گیری
پایان کتاب
مقدمه: صادق رضازاده شفق
کتابی در مورد زندگانی امام محمد غزالی و تفکر و فلسفه و اشعار او
فهرست:
توضیحی از مترجم
مقدمه بقلم آقای دکتر رضازاده شفق
مقدمه بقلم مترجم
مقدمه مولف
گفتار اول در سفسطه و انکار علوم
گفتار در اقسام جویندگان حقیقت
گفتار در بیان مقصود علم کلام و آن
گفتار در محصول فلسفه
فصل در اصناف فلاسفه
صنف اول دهریان
صنف دوم طبیعیان
صنف سوم الهیان
فصل در اقسام فلسفه
ریاضات
منطقیات
طبیعیات
الهیات
سیاسیات
اخلاقیات
گفتار در مذهب تعلیمیه و غوغای آن
گفتار در طریقه صوفیه
گفتار ، در حقیقت نبوت و نیاز همه مردم بآن
گفتار ، در سبب تجدید نشر علم ، پس از کناره گیری
پایان کتاب
آپلود شده توسط:
bahooneh
1388/05/18
دیدگاههای کتاب الکترونیکی اعترافات غزالی
امان از تعصب مذهبی! دوست عزیز در دوره اسلامی ایرانیان پرچمدار تولید علم در بین همه ملل اسلامی بودند و این نبود مگر به دلیل وجود بستر نیرومندی مانند مدل اسلامی ایرانی یعنی سنی اشعری با فقه شافعی. در حقیقت ترویج این اندیشه در ایران تدریجی و درونی بود نه مانند بعضی اندیشه ها تزریق اجباری به جامعه. عموم دانشمندان و ادبا و شعرای ایرانی در این مکتب پرورش یافته اند و این خود نشانه خوبی است بر نیرومندی این مکتب...
به نقل ازدفتر عقل و آیت عشق ، ج1 ، ص 204
در راه، حادثه ای پیش آمد که شیوه تحقیق و تحصیل او را دگرگون کرد:"در میان راه گرفتار دزدان شد و آنان هر چه داشت- ازجمله دفتری که همۀ علومی را که تا آن روز آموخته بود و در آن نوشته بود- ربودند . غزالی از ربودن دفترش بسیار اندوهگین شد و به هر زحمتی که بود خود را به امیر دزدان رسانید و خواهش کرد که فقط آن دفتر را به وی باز دهد . امیر دزدان پرسید مگر در آن دفتر چیست که تو این همه بدان علاقه داری ؟ غرالی پاسخ داد که آن دفتر حاصل تمامی رنج ها و زحمات من برای کسب علم و دانش است . اگر آن ها از میان برود، همه کوشش های من به هدر خواهد رفت . امیر دزدان خندید و گفت :" علمی که با از بین رفتن این کاغذ پاره ها از بین برود، علم نیست . این چه علمی است که دزدان می توانند آن را از تو بربایند و نادانت سازند؟" سپس دفتر را به او باز داد .
این سخن چنان در روح غزالی تأثیر گذاشت که از آن پس جهد کرد تا هر مطلبی علمی را چنان بیاموزد که به ثبت آن در دفتر حاجت نباشد و کسی نتواند آن را از وی برباید .